سلام خوبید ؟ چه خبر ؟ پیشاپیش عیدتون مبارک ... شمالم ... حال میکنید وقت کنم میپیچونم شمال ؟ میدونید چرا ؟ چون اقای خودمم جون شما ...شب اول ساعت 8 بعد افطار زدیم بیرون کجا ؟ دیگه بماند که کجااااااااا !!!!!!!!
چه فازی داد وای نمیشه گفت 2سیب واییییییییییییییی بعد افطار چه فازی میده ....
میبینید ؟ نشد 1 هفته ما بیایم شمال این حامد دست خاله ی مارو نگیره نیاد گیری افتادیما ...
اره خب بعد همون 2سیب چی فاز میداد ؟ یه فوتبال...
ساعت 11 تا 2 بعدشم با دوستای حامد پیچوندیم بیرون وای وای نگو چه فازی داد ساعت 3 کیلید نداشتیم از بالا دیوار اومدیم تو خونه اونم صفایی داشت جون شما ...
حالا رفتیم بخوابیم مگه حامد میزاره ؟ تازه یادش اوفتاد من پول خورد همرام نبود 10 تومن بهم داده یه تیشرتم واسه روز تشیع جنازه مامان بزرگم که سیاه نداشتم گرفت شد 20 تا داشتم از خنده میترکیدم
گفتم نمیخوایی پول شکلات رو ازم بگیری ( دوستان میدونن شکلات چیه ) میگه انا همش بخوره تو سرت 20 تومن رو بده ... یه چیزای دیگم گفت که باور کنید نمیشه بگم .... اینم خاطره ی یکی از روزای شمال رفتنم ...
ما رو نباید ول کرد یا شمارو ؟!